انشا در مورد فصل پاییز زمستان بهار تابستان + انشا توصیف چهار فصل سال

انشا در مورد فصل پاییز زمستان بهار تابستان + انشا توصیف چهار فصل سال

  • شنبه 13 آبان 1396 - 11:27

انشا در مورد فصل پاییز زمستان بهار تابستان + انشا توصیف چهار فصل سال

 

انشاء در ادامه مطلب مشاهده کنید ...

انشا درباره فصل زمستان

 

قلم را در دستانم ميگيرم و انشاي خود را آغاز ميكنم. البته بر همگان واضح و مبرهن است كه فصل زمستان فصل خيلي خوبي است و به نظر ما اين فصل يكي از 4 فصل خوب سال مي باشد!!!! ما زمستان را به چند دليل خيلي دوست داريم كه مهمترين دليلش هم اين است كه شب چله و چهارشنبه سوري در اين فصل قرار دارد و ما ميتوانيم مقدار زيادي ترقه زير پاي دختر همسايه بيندازيم و حسابي خوشمان بيايد!! البته اين فصل مزاياي زيادي هم دارد كه يكي از آن تعطيلي زياد مدرسه ها مي باشد!!! البته اگر از بعد كارشناسي هم به اين فصل نگاه كنيم ميتوانيم فوايد ديگري هم ببينيم!! و چون پدرمان بگفته خودش يكي از كارشناسان خبره در امر زمستان ميباشد!! ما نيز اطلاعاتمان در مورد اين فصل زياد است!! برفهايي كه در زمستان ميبارند به چند دسته تقسيم شده اند كه ما با استفاده از اطلاعات بابايمان آگاهي زيادي نسبت به آن داريم!! بابايمان به وقت بارش برف با يك پاروي خيلي خوب ميرود و برفهاي خانه هاي مردم را پارو ميكند و از اين راه پول خوبي بدست مي آورد و به همين خاطر است كه برف را خوب ميشناسد و ميتواند حسابي برايمان در مورد نوع برف صحبتهاي كارشناسي كند!!! البته زمستان ايراداتي هم دارد كه مهمترينش سردي هوا مي باشد كه در اين شرايط هم انسان بايد به فكر راه چاره باشد و بابايمان كه انسان خيلي تيز هوشي مي باشد راههاي صحيح مصرف انر‍‍ژي را ميداند!! بطور مثال او در شبهاي زمستان مادرمان را محكم بغل ميكند و ميمالد تا مادرمان از سرما تلف نشود!!! ما تصميم داريم وقتي بزرگ شديم يك بخاري خيلي بزرگ بخريم تا مادر فرزندانمان از سرما نلرزد و ما مجبور نباشيم او را هي بغل كنيم!!!! البته بابايمان يك مثال خيلي جالب هم در مورد خانوم ها دارد!! او مي گويد در زمستان آنجايمان قنديل ميبندد اما نميدانم جطور اين خانومها بدون جوراب به بيرون ميروند و سردشان نمي شود!!! البته ما هنوز نفهميديم كجاي بابايمان قنديل ميبندد!!! ما راههاي بسياري براي تفريح در زمستان بلد هستيم كه يك مقداري از آنها را برايتان شرح ميدهيم تا شما هم ياد بگيريد!!! راه اول اسكي كردن ميباشد كه به عنوان يك ورزش خيلي مفرح در دنيا شناخته شده ميباشد! طريقه اسكي به اين صورت ميباشد كه بعد از بارش برف مقداري زمين مورد نظر را لگد مال نموده تا برفش سفت شود و بعد به وسيله يك كفش كه زيرش صاف ميباشد بر روي آن بسرعت دويده و بايستيم!!! اين يكي از ورزشهاي مورد علاقه ما است كه در آن تبحر خاصي داريم!!!! ورزش بعدي ساخت آدم برفي ميباشد كه اكثر شما بلد ميباشيد!! بابايمان يك بار با آقا جعفر باجناقش يك آدم برفي خيلي بزرگ ساخته بودند كه ما خيلي از آن خوشمان آمده بود و يك بادمجان هم پايينش زده بودند كه مادر و خاله مان از آن خيلي خوششان آمده بود!! البته به نظر ما آدم برفي بدون بادمجان زيباتر ميباشد!!! ورزش مفرح سوم هم اين است كه گلوله برفي بسازيد و جايي قايم شويد و مردمي كه مثل خنگها در حال عبور هستند را بزنيد و بعد بخنديد!!! خواهرمان هم فصل زمستان را خيلي دوست دارد و هميشه در اين فصل با دوستش كه يك پيكان جوانان گوجه اي خيلي قشنگ دارد به گردش ميروند و خوش به حالشان ميشود!! البته فصل زمستان يك ايراد ديگري هم دارد كه خيلي خصوصي ميباشد!! و آن اين است كه نبايد بعد از بارش برف بروي ديوار مستراح همسايه رفت و دخترش را ديد زد چون اثر پاي آدم بر روي ديوار ميماند و آقا جهان پدر آدم را در مي آورد!!!! ما از اين انشا نتيجه ميگيريم كه فصل زمستان فصل خيلي خوبي ميباشد و ما بايد قدر آن را بدانيم!!!!!

 

 

 

موضوع:باز گردانی حکایت دزد لباس و پسرش»

 

این انشاء در مورد باز گردانی نوشته عادی به ادبی است - مرجع بزرگ انشاء های زیبا

 

موضوع آزاد - انشاء موضوع ازاد

 

 

جهت دانلود پک انشاء های نایاب و زیبا کلیک کنید

 

پک صدها انشاء زیبا کلیک کنید

انشا درباره فصل پاییز

 

پاییز فصلی است که در آن برگ های درختان به زردی می گرایند ؛ اما بعضی از برگ ها هم در راه زرد شدن گاه قرمز و قهوه ای می شوند. پاییز همان فصلی است که در آن برگ درختان می ریزند و در زیر پای رهگذران بی تفاوت خش خش می کنند. پاییز شاید همان فصل غفلت است و رخوت شاید هم نه فصل هوشیاری و تدبر است؛ چه فرقی می کند که در پاییز خواب باشی یا بیدار مهم آن است که پاییز کار خودش را می کند. به دقت و حوصله دست به کار آراستن می شود؛ آراستن درخت ها ، شهر ها ، باغ ها و زمین به زرد و سرخ و قهوه ای برگ ها ؛ به قطرات گاه نم نم و گاه شر شر باران و به باد که می وزد. پاییز همان فصل دل انگیزی است که گاه رویایی اش می خوانند همان فصلی که می توانی در آن ساعت ها از پنجره ی اتاق به درخت روبروی خانه نگاه کنی و خسته نشوی. پاییز همان دل انگیزانه ایست که گاه هوس می کنی زیر بارانش بی روسری در کوچه قدم بزنی تا موهایت خیس شوند. پاییز همان مادر رقص خرامان برگ هاست که به ناز و عشوه ی تمام چرخ زنان از آسمان بر سرت می بارند، و تو سریع تر می روی تا زیر برگ هایش برسی و با خودت بگویی این یکی به افتخار من افتاد. پاییز همان موسیقی خوش خش خش برگ هاست _همان برگ های خرامان_ که این بار هوس می کنی کفشهایت را در آوری تا موسیقی هبوط برگ ها پاهایت را قلقلک کند. پاییز همان فصل درختان لخت خرمالو است که سرخی خرمالوهایش ر ا به همه عرضه می دارد. همان فصل قاصدک های شیطون که برایت خبر می آورند ، خبر های خوش ، خبر هایی که هیچ وقت نمی رسند وتو باز هم آنها را بر می داری و فوت می کنی و با نگاهت تعقیبشان می کنی تا در آبی ابری آسمان پاییز گم شوند. آه عجب این پاییز برگ زیر هزار رنگ خوش می نشیند در چشم و خیال من … ومن از ورای سفیدی دیوار های اتاقم همه را ، همه را خوب خوب می دانم؛ دیگر جاده های پاییز را از حفظ شده ام.

 

انشا درباه فصل بهار

 

بهار فصل گل و جوانه است در اين فصل مورچه ها از لانه هايشان بيرون مي آيند و درب خانه هايشان را تميز و مرتب ميکنند و خاکهاي اضافه که همراه باران بصورت گل و لاي وارد لانه شده را بيرون مي ريزند و کم کم شروع ميکنند به جمع آوري آذوقه براي فصل پاييز و زمستان
با آمدن بهار هوا گرم و گرم تر ميشود و کم کم بايد لباسهاي زمستاني را بشوييم و تا کرده و در گنجه قرار دهيم تابراي زمستان بعدي آماده باشند.
وقتي تعطيلات نوروز فرار ميرسد همه به ديدار بزرگتر ها ميروند و بعد از آن بزرگتر ها به بازديد کوچکتر ها ميروند و اين رسم بسيار خوبي است که ما از آن آداب احترام به بزرگتر را ياد ميگيريم.
معمولا بزرگتر ها به بچه ها عيدي ميدهند و بچه ها از گرفتن عيدي خيلي خوشحال ميشوند
در فصل بهار و عيد نوروز همه لباس نو به تن ميکنند و بيشتر مردم خوشحال هستند ولي مانبايد فراموش کنيم که قبل از عيد به فقرايي که ميشناسيم کمک کنيم تا آنها هم بتوانند لباس نو و آجيل و شيريني بخرند و خوشحال شوند
بهار فصل چاقاله بادام و گوجه سبز است در اواخر فصل بهار زرد آلوها و بعضي ميوه هاي ديگر ميرسند و گندم زارها کمکم زرد ميشوند و آماده درو کردن ميشوند.
فصل بهار به ما چيزهاي زيادي مي آموزد که ما ميتوانيم با دقت در طبيعت و همچنين دقت در آداب و رسوم نوروز آنها را ياد بگيريم
در فصل بهار بارانهاي بهاري مي بارد و ردوخانه ها پر از آب ميشوند و گل آلود ميشوند
در اواخر بهار فصل امتحانات فرا ميرسد و در خرداد ماه همه ما سرگرم درس خواندن براي امتحانات آخر سال ميشويم
تعطيلات نوروز فرصت مناسبي براي دوره کردن درسها است تا بتوانيم در پايان سال تحصيلي نمرات خوبي بگيريم و در آينده موفق باشيم.
در فصل بهار بچه گنجشکها به دنيا مي آيند و ميوه درختان توت ميرسد و مردم در پارکها مشغول چيدن توت ميشوند
ما بايد در طول سال تحصيلي و مخصوصا در فصل بهار درس هايمان را مرور کنيم تا بتوانيم نتيجه خوبي بگيريم و با خيال راحت تعطيلات تابستان را شروع کنيم
در فصل بهار روزها بلند ميشوند و شبها کوتاه تر ميشوند
مردم در اين فصل کم کم کولر ها را راه مي اندازند و در بعد از ظهرهاي گرم و ساکت بهاري صداي کولر هاي آبي به گوش ميرسد و به ما ياد آوري ميکند که تابستان در راه است

 

 

 

 

موضوع:باز گردانی حکایت دزد لباس و پسرش»

 

این انشاء در مورد باز گردانی نوشته عادی به ادبی است - مرجع بزرگ انشاء های زیبا

 

موضوع آزاد - انشاء موضوع ازاد

 

 

جهت دانلود پک انشاء های نایاب و زیبا کلیک کنید

 

پک صدها انشاء زیبا کلیک کنید


انشا درباره فصل تابستان

 

تابستان که فصل دوم سال می باشد در آن روزها بلند و شبها کوتاه و هوا گرم می شود. میوه های مختلف می رسد درختان همه سرسبز و خرم بوده و برای مسافرت به نقاط سردسیر کوهستانی مناسب می باشد اوایل تابستان امسال به یکی از روستاهای اصفهان که خیلی هوای آن مطبوع و مناسب      می باشد رفتیم در این دهکده که در دامنه کوه بزرگی واقع شده و قسمتی از آن داخل دره ای زیبا و خوش آب و هوا قرار گرفته پرندگان با صداهای مختلف و دلنواز چهچه می زدند در اوایل تیرماه عازم مسافرت به این دهکده شدیم. قسمتی از این مسافرت را با قطار شروع نموده و قسمت دیگر آنرا با اتومبیل و قسمت آخر را که راههای کوهستانی داشت با اسب راه آنرا طی نمودیم و نزدیک ظهر وارد این دهکده شدیم . واقعا هوای آن خیلی سالم و خوب بود عموی ما که در آن دهکده ساکن بود با گرمی ما را پذیرفت و استقبال نمود هوای آن دهکده طوری بود که خستگی سکونت در شهر با دودهای فراوان را از تن ما بدر کرد و به اصطلاح بسیار سفر باید تاپخته شود خامی . گردش در دهکده،دیدن مناظر قشنگ، تماشای کوهها و دیدن درختان خرم و محصولات این آبادی و هوای پاک آن به تن ما جان تازه ای داد هر روز با برنامه معین ورزش می کردیم و در کنار رودخانه شنا و ماهیگیری می نمودیم ظهرها به مسجد روستا رفته و در نماز جماعت شرکت می نمودیم شبها نیز در جمع روستائیان که از کار خسته مراجعت کرده بودند شرکت        می کردیم چون هوای دهکده صاف و روشن بود ماه و ستارگان در آسمان می درخشیدند و ما را آرامش جان و روان می دادند. این سفر تابستان که در حقیقت خیلی به ما خوش گذشت و احساس تندرستی و راحتی می کردیم در پانزدهم شهریور امسال مدت این مسافرت پایان یافت و ما با خوشحالی پس از خداحافظی از دهکده به تهران مراجعت نمودیم بسیار خوش گذشت که می گویند:

عمر اگر خوش گذرد زندگی نوح کم است                        وربه سختی گذرد نیمه نفس بسیار است

بزرگان و دانشمندان همیشه توصیه و سفارش کرده اند که مسافرت نمائید زیرا ماندن در خانه و مسافرت نکردن مانند آن است که انسان در بند و زندان باشد و به قول شاعر:

قدر مردم سفر پدید آرد

خانه خویش مرد را بند است

چون به سنگ اندرون بود گوهر

کس نداند که قیمتش چند است

 

 

موضوع:باز گردانی حکایت دزد لباس و پسرش»

 

این انشاء در مورد باز گردانی نوشته عادی به ادبی است - مرجع بزرگ انشاء های زیبا

 

موضوع آزاد - انشاء موضوع ازاد

 

 

جهت دانلود پک انشاء های نایاب و زیبا کلیک کنید

 

پک صدها انشاء زیبا کلیک کنید

 

انشا درباه فصل بهار

بهار فصل گل و جوانه است در این فصل مورچه ها از لانه هایشان بیرون می آیند و درب خانه هایشان را تمیز و مرتب میکنند و خاکهای اضافه که همراه باران بصورت گل و لای وارد لانه شده را بیرون می ریزند و کم کم شروع میکنند به جمع آوری آذوقه برای فصل پاییز و زمستان
با آمدن بهار هوا گرم و گرم تر میشود و کم کم باید لباسهای زمستانی را بشوییم و تا کرده و در گنجه قرار دهیم تابرای زمستان بعدی آماده باشند.
وقتی تعطیلات نوروز فرار میرسد همه به دیدار بزرگتر ها میروند و بعد از آن بزرگتر ها به بازدید کوچکتر ها میروند و این رسم بسیار خوبی است که ما از آن آداب احترام به بزرگتر را یاد میگیریم.
معمولا بزرگتر ها به بچه ها عیدی میدهند و بچه ها از گرفتن عیدی خیلی خوشحال میشوند
در فصل بهار و عید نوروز همه لباس نو به تن میکنند و بیشتر مردم خوشحال هستند ولی مانباید فراموش کنیم که قبل از عید به فقرایی که میشناسیم کمک کنیم تا آنها هم بتوانند لباس نو و آجیل و شیرینی بخرند و خوشحال شوند
بهار فصل چاقاله بادام و گوجه سبز است در اواخر فصل بهار زرد آلوها و بعضی میوه های دیگر میرسند و گندم زارها کمکم زرد میشوند و آماده درو کردن میشوند.
فصل بهار به ما چیزهای زیادی می آموزد که ما میتوانیم با دقت در طبیعت و همچنین دقت در آداب و رسوم نوروز آنها را یاد بگیریم
در فصل بهار بارانهای بهاری می بارد و ردوخانه ها پر از آب میشوند و گل آلود میشوند
در اواخر بهار فصل امتحانات فرا میرسد و در خرداد ماه همه ما سرگرم درس خواندن برای امتحانات آخر سال میشویم
تعطیلات نوروز فرصت مناسبی برای دوره کردن درسها است تا بتوانیم در پایان سال تحصیلی نمرات خوبی بگیریم و در آینده موفق باشیم.
در فصل بهار بچه گنجشکها به دنیا می آیند و میوه درختان توت میرسد و مردم در پارکها مشغول چیدن توت میشوند
ما باید در طول سال تحصیلی و مخصوصا در فصل بهار درس هایمان را مرور کنیم تا بتوانیم نتیجه خوبی بگیریم و با خیال راحت تعطیلات تابستان را شروع کنیم
در فصل بهار روزها بلند میشوند و شبها کوتاه تر میشوند
مردم در این فصل کم کم کولر ها را راه می اندازند و در بعد از ظهرهای گرم و ساکت بهاری صدای کولر های آبی به گوش میرسد و به ما یاد آوری میکند که تابستان در راه است



 

 

جهت دانلود پک انشاء های نایاب و زیبا کلیک کنید

 

پک صدها انشاء زیبا کلیک کنید


انشا درباره فصل تابستان

تابستان که فصل دوم سال می باشد در آن روزها بلند و شبها کوتاه و هوا گرم می شود. میوه های مختلف می رسد درختان همه سرسبز و خرم بوده و برای مسافرت به نقاط سردسیر کوهستانی مناسب می باشد اوایل تابستان امسال به یکی از روستاهای اصفهان که خیلی هوای آن مطبوع و مناسب      می باشد رفتیم در این دهکده که در دامنه کوه بزرگی واقع شده و قسمتی از آن داخل دره ای زیبا و خوش آب و هوا قرار گرفته پرندگان با صداهای مختلف و دلنواز چهچه می زدند در اوایل تیرماه عازم مسافرت به این دهکده شدیم. قسمتی از این مسافرت را با قطار شروع نموده و قسمت دیگر آنرا با اتومبیل و قسمت آخر را که راههای کوهستانی داشت با اسب راه آنرا طی نمودیم و نزدیک ظهر وارد این دهکده شدیم . واقعا هوای آن خیلی سالم و خوب بود عموی ما که در آن دهکده ساکن بود با گرمی ما را پذیرفت و استقبال نمود هوای آن دهکده طوری بود که خستگی سکونت در شهر با دودهای فراوان را از تن ما بدر کرد و به اصطلاح بسیار سفر باید تاپخته شود خامی . گردش در دهکده،دیدن مناظر قشنگ، تماشای کوهها و دیدن درختان خرم و محصولات این آبادی و هوای پاک آن به تن ما جان تازه ای داد هر روز با برنامه معین ورزش می کردیم و در کنار رودخانه شنا و ماهیگیری می نمودیم ظهرها به مسجد روستا رفته و در نماز جماعت شرکت می نمودیم شبها نیز در جمع روستائیان که از کار خسته مراجعت کرده بودند شرکت        می کردیم چون هوای دهکده صاف و روشن بود ماه و ستارگان در آسمان می درخشیدند و ما را آرامش جان و روان می دادند. این سفر تابستان که در حقیقت خیلی به ما خوش گذشت و احساس تندرستی و راحتی می کردیم در پانزدهم شهریور امسال مدت این مسافرت پایان یافت و ما با خوشحالی پس از خداحافظی از دهکده به تهران مراجعت نمودیم بسیار خوش گذشت که می گویند:

عمر اگر خوش گذرد زندگی نوح کم است                        وربه سختی گذرد نیمه نفس بسیار است

بزرگان و دانشمندان همیشه توصیه و سفارش کرده اند که مسافرت نمائید زیرا ماندن در خانه و مسافرت نکردن مانند آن است که انسان در بند و زندان باشد و به قول شاعر:

قدر مردم سفر پدید آرد

خانه خویش مرد را بند است

چون به سنگ اندرون بود گوهر

کس نداند که قیمتش چند است


 

 

جهت دانلود پک انشاء های نایاب و زیبا کلیک کنید

 

پک صدها انشاء زیبا کلیک کنید


انشا درباره فصل پاییز

پاییز فصلی است که در آن برگ های درختان به زردی می گرایند ؛ اما بعضی از برگ ها هم در راه زرد شدن گاه قرمز و قهوه ای می شوند. پاییز همان فصلی است که در آن برگ درختان می ریزند و در زیر پای رهگذران بی تفاوت خش خش می کنند. پاییز شاید همان فصل غفلت است و رخوت شاید هم نه فصل هوشیاری و تدبر است؛ چه فرقی می کند که در پاییز خواب باشی یا بیدار مهم آن است که پاییز کار خودش را می کند. به دقت و حوصله دست به کار آراستن می شود؛ آراستن درخت ها ، شهر ها ، باغ ها و زمین به زرد و سرخ و قهوه ای برگ ها ؛ به قطرات گاه نم نم و گاه شر شر باران و به باد که می وزد. پاییز همان فصل دل انگیزی است که گاه رویایی اش می خوانند همان فصلی که می توانی در آن ساعت ها از پنجره ی اتاق به درخت روبروی خانه نگاه کنی و خسته نشوی. پاییز همان دل انگیزانه ایست که گاه هوس می کنی زیر بارانش بی روسری در کوچه قدم بزنی تا موهایت خیس شوند. پاییز همان مادر رقص خرامان برگ هاست که به ناز و عشوه ی تمام چرخ زنان از آسمان بر سرت می بارند، و تو سریع تر می روی تا زیر برگ هایش برسی و با خودت بگویی این یکی به افتخار من افتاد. پاییز همان موسیقی خوش خش خش برگ هاست همان برگ های خرامان_ که این بار هوس می کنی کفشهایت را در آوری تا موسیقی هبوط برگ ها پاهایت را قلقلک کند. پاییز همان فصل درختان لخت خرمالو است که سرخی خرمالوهایش ر ا به همه عرضه می دارد. همان فصل قاصدک های شیطون که برایت خبر می آورند ، خبر های خوش ، خبر هایی که هیچ وقت نمی رسند وتو باز هم آنها را بر می داری و فوت می کنی و با نگاهت تعقیبشان می کنی تا در آبی ابری آسمان پاییز گم شوند. آه عجب این پاییز برگ زیر هزار رنگ خوش می نشیند در چشم و خیال من … ومن از ورای سفیدی دیوار های اتاقم همه را ، همه را خوب خوب می دانم؛ دیگر جاده های پاییز را از حفظ شده ام.


انشا درباره فصل زمستان

قلم را در دستانم میگیرم و انشای خود را آغاز میکنم. البته بر همگان واضح و مبرهن است که فصل زمستان فصل خیلی خوبی است و به نظر ما این فصل یکی از 4 فصل خوب سال می باشد!!!! ما زمستان را به چند دلیل خیلی دوست داریم که مهمترین دلیلش هم این است که شب چله و چهارشنبه سوری در این فصل قرار دارد و ما میتوانیم مقدار زیادی ترقه زیر پای دختر همسایه بیندازیم و حسابی خوشمان بیاید!! البته این فصل مزایای زیادی هم دار…د که یکی از آن تعطیلی زیاد مدرسه ها می باشد!!! البته اگر از بعد کارشناسی هم به این فصل نگاه کنیم میتوانیم فواید دیگری هم ببینیم!! و چون پدرمان بگفته خودش یکی از کارشناسان خبره در امر زمستان میباشد!! ما نیز اطلاعاتمان در مورد این فصل زیاد است!! برفهایی که در زمستان میبارند به چند دسته تقسیم شده اند که ما با استفاده از اطلاعات بابایمان آگاهی زیادی نسبت به آن داریم!! بابایمان به وقت بارش برف با یک پاروی خیلی خوب میرود و برفهای خانه های مردم را پارو میکند و از این راه پول خوبی بدست می آورد و به همین خاطر است که برف را خوب میشناسد و میتواند حسابی برایمان در مورد نوع برف صحبتهای کارشناسی کند!!! البته زمستان ایراداتی هم دارد که مهمترینش سردی هوا می باشد که در این شرایط هم انسان باید به فکر راه چاره باشد و بابایمان که انسان خیلی تیز هوشی می باشد راههای صحیح مصرف انر‍‍ژی را میداند!! بطور مثال او در شبهای زمستان مادرمان را محکم بغل میکند و میمالد تا مادرمان از سرما تلف نشود!!! ما تصمیم داریم وقتی بزرگ شدیم یک بخاری خیلی بزرگ بخریم تا مادر فرزندانمان از سرما نلرزد و ما مجبور نباشیم او را هی بغل کنیم!!!! البته بابایمان یک مثال خیلی جالب هم در مورد خانوم ها دارد!! او می گوید در زمستان آنجایمان قندیل میبندد اما نمیدانم جطور این خانومها بدون جوراب به بیرون میروند و سردشان نمی شود!!! البته ما هنوز نفهمیدیم کجای بابایمان قندیل میبندد!!! ما راههای بسیاری برای تفریح در زمستان بلد هستیم که یک مقداری از آنها را برایتان شرح میدهیم تا شما هم یاد بگیرید!!! راه اول اسکی کردن میباشد که به عنوان یک ورزش خیلی مفرح در دنیا شناخته شده میباشد! طریقه اسکی به این صورت میباشد که بعد از بارش برف مقداری زمین مورد نظر را لگد مال نموده تا برفش سفت شود و بعد به وسیله یک کفش که زیرش صاف میباشد بر روی آن بسرعت دویده و بایستیم!!! این یکی از ورزشهای مورد علاقه ما است که در آن تبحر خاصی داریم!!!! ورزش بعدی ساخت آدم برفی میباشد که اکثر شما بلد میباشید!! بابایمان یک بار با آقا جعفر باجناقش یک آدم برفی خیلی بزرگ ساخته بودند که ما خیلی از آن خوشمان آمده بود و یک بادمجان هم پایینش زده بودند که مادر و خاله مان از آن خیلی خوششان آمده بود!! البته به نظر ما آدم برفی بدون بادمجان زیباتر میباشد!!! ورزش مفرح سوم هم این است که گلوله برفی بسازید و جایی قایم شوید و مردمی که مثل خنگها در حال عبور هستند را بزنید و بعد بخندید!!! خواهرمان هم فصل زمستان را خیلی دوست دارد و همیشه در این فصل با دوستش که یک پیکان جوانان گوجه ای خیلی قشنگ دارد به گردش میروند و خوش به حالشان میشود!! البته فصل زمستان یک ایراد دیگری هم دارد که خیلی خصوصی میباشد!! و آن این است که نباید بعد از بارش برف بروی دیوار مستراح همسایه رفت و دخترش را دید زد چون اثر پای آدم بر روی دیوار میماند و آقا جهان پدر آدم را در می آورد!!!! ما از این انشا نتیجه میگیریم که فصل زمستان فصل خیلی خوبی میباشد و ما باید قدر آن را بدانیم

 

 

 

جهت دانلود پک انشاء های نایاب و زیبا کلیک کنید

 

پک صدها انشاء زیبا کلیک کنید


 

انشا فصل بهار,تابستان,پاییز,زمستان,را توصیف کنید
انشا در مورد پاییز زمستان بهار و تابستان
توصیف فصل بهار - نایس پاتوق
انشا توصیف فصل بهار
انشا درباره فصل زمستان
فصول سال
تابستان را تعریف کنید / انشا در مورد فصل تابستان
انشا فصل بهار تابستان پاییز زمستان را توصیف کنید
انشا در مورد زمستان
موضوع انشاء فصل تابستان
انشا فصل بهار را توصیف کنید
فصل تابستان را تعریف کنید
اوقات فراغت وطبیعت گردی

معنای اوقات فراغت

چنانچه از گروهی از مردم که به شکل تصادفی برگزیده شده‌اند بپرسیم که نظرتان درباره اوقات فراغت چیست پاسخهای متفاوتی می‌دهند. عده‌ای ممکن است بر این بارو باشند که اوقات فراغت مدت زمانی است که پس از انجام کار یا انجام وظائف و مسئولیتها باقی می‌ماند. عده دیگر ممکن است به فعالیتهای خاصی نظیر تماشای تلویزیون شرکت در فعالیتهای ورزشی ، صرف غذا در بیرون از منزل و هزاران نوع فعالیت دیگری که ممکن است برای آنان جالب باشند، اشاره کنند.

تنوع این پاسخها نشان می‌دهد که اوقات فراغت برای افراد مختلف معانی گوناگونی دارد. ولی آنچه مسلم است اوقات فراغت فقط زمان آزاد شده از بار کار نیست. بلکه فعالیتی غیر اجباری است. در فرهنگ عمید نیز درباره تعریف و فعال اوقات فراغت چنین آمده است: فراغت در فارسی به معنی آسودگی و آسایش و آسودگی از کار و شغل است. فرد در این اوقات می‌خواهد که به اشتغالی بپردازد که با کمال میل به آنها علاقه نشان می‌دهد خواه به منظور استراحت خواه برای ایجاد تنوع.

کارکردهای اوقات فراغت رفع خستگی

یکی از کاکردهای اساسی اوقات فراغت رفع خستگی و تامین استراحت فرد است. انسانها به همه به استراحت و رفع خستگی نیاز دارند. کار مداوم بدون زمانی برای رفع خستگی موجب پائین آمدن بازده عمل و و خم خوردن سلامت روانی فرد می‌شود اما هدف از این اوقات بطالت نیست بلکه زمانی است که فرد به تمدد اعصاب می‌پردازد و حاصل آن افزایش بازده است.

کارکردهای اوقات فراغت ، نیاز به تفریح

پس از انجام کار در طی ایامی ، آدمی نیاز دارد تا اوقاتی را صرف تفریح کند. نقل می‌کنند که علی علیه‌السلام در روزهای جمعه به بیرون از شهر مدینه و به قصد تفریح می‌رفتند. تفریح جنبه‌های مختلفی برای افراد می‌تواند داشته باشد. در اسلام به تفریحات سالم متعددی اشاره شده است که می‌توانند نقش موثری در روح و روان فرد داشته باشند پیامبر اکرم با اشاره کردن به عنوان یک تفریح سالم می‌فرمایند: مسافرت کنید تا سلامت بمانید.



 

 

جهت دانلود پک انشاء های نایاب و زیبا کلیک کنید

 

پک صدها انشاء زیبا کلیک کنید


کارکردهای اوقات فراغت، شکوفایی استعدادها

استعدادهای انسان اگر در زمینه و شرائط مساعدی قرار گیرد به فعل تبدیل می‌شوند. از این جهت شناسائی این زمینه‌ها در زندگی فرد بسیار مهم است. اوقات فراغت یکی از این موقعیتهای بسیار مناسب است که فرد می‌تواند با استفاده از آن به شناسائی و تقویت استعدادهای خود بپردازد. مثلا کمی که در این اوقات به نقاشی و یا دیگر کارهایی می‌پردازد که استعداد دارد.

کارکردهای اوقات فراغت ، رشد اجتماعی فرد

اوقات فرد علاوه بر تاثیرات فردی که در شخصیت فرد دارد به رشد اجتماعی او نیز کمک می‌کند. شرکت فرد شبکه‌های اجتماعی موجب بهبود روابط اجتماعی فرد شده و پیشرفت از لحاظ اجتماعی کمک می‌کند. بسیاری از پیشرفتهای فرد با پیشرفت اجتماعی فرد پیوند تنگاتنگ دارد اگر فرد دارای بهترین و ارزنده ترین استعداد باشد تا زمانیکه به ارائه آنها در سطح اجتماعی توانایی نداشته باشد، چندان موفق نخواهد بود.
دوباره رسیدن فصل بهار

دوباره نو شدن قول و قرار

دوباره محبت و آشتی کنون

خوش باشیم تو این دو روز روزگار

دوباره فصل شکفتن دله

دوباره کنار گذاشتن گله

نکنه یه وقتی یادمون بره

که دیگه بر نمیگرده این بهار

عید اومده عید اومده بهاره

شادی رو به خونمون میاره

عید اومده عید اومده بهاه

هر چی از خدا میخوای برات هدیه بیاره

دلا هی بی قرار ثانیه ها رو میشماره

بهار

مانند یک بهار (برای عشقم)

مانند یک بهار…. مانند یک عبور….
از راه میرسی و مرا تازه میکنی.
همراه تو هزار عشق از راه میرسد
همراه تو بهار…
بردشت خشک سینه من سبز میشود.
وقتی تو میرسی…. در کوچه های خلوت و تاریک قلب من … مهتاب میدمد…
وقتی تو میرسی…
ای آرزوی گم شده بغض های من…
من نیز با تو به عشق میرسم…
تو گل سرخ منی (برای عشقم)

وای باران
باران
شیشه پنجره را باران شست
از دل من اما
چه
کسی نقش تو را خواهد شست؟
اسمان سربی رنگ
من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ
میپرد مرغ نگاهم تا دور
وای باران
باران
پر مرغان نگاهم را شست
خواب رویای فراموشیهاست
خواب را دریابم
که در ان دولت خاموشیهاست
من شکوفایی گل های امیدم را در رویا ها میبینم
و ندایی که به من میگوید
گر چه شب تاریک است
دل قوی دار
سحر نزدیک است
دل من در دل شب
خواب پروانه شدن میبیندمهر در صبحدمان داس بدست
خرمن خواب مرا میچیند
اسمانها ابی
پر مرغان صداقت ابیست
دیده در اینه صبح تو را میبیند
از گریبان تو صبح صادق
می گشاید پر و بال
تو گل سرخ منی
تو گل یاس منی
تو چنان شبنم پاک سحری
نه
از ان پاک تری
تو بهاری
نه بهاران از توست
از تو میگیرد وام
هر بهار این همه زیبایی را
هوس باغ و بهارانم نیست
ای بهین باغ بهارانم تو
دیدی که بهار بی تو سرد است
 

دیدی که بهار بی تو سرد است
پاییز تر از خزان زرد است

آن شب دل من شکسته تر شد
دیگر همه چیز رنگ درد است

دیگر همه جا سکوت دلگیر
دست و دل من اسیر زنجیر

ای روح پر از ترانه من
خاموش ترین بهانه را گیر

دیگر نروم به سوی مستی
حظی نبرم ز می پرستی

ای آن که نداری خبر از من
سرچشمه ی هر غمم تو هستی

دیگر به بهار خنده ام نیست
باران صفا دهنده ام نیست

ای آن که دلم اسیر عشقت
بر بام دلت؛ پرنده ام نیست؟

شعرم همگی سرود درد است
گفتم که بهار بی تو سرد است

گفتم که بهار بی تو دیگر
پاییز تر از خزان زرد است

فریبا شش بلوکی
باران، گل، خاطره، لبخند و بهار

هیچ بارانی نمی بارد مگر صفا دهد.
هیچ گلی جوانه نمی زند مگر هدیه شود.
هیچ خاطره ای زنده نمی ماند مگر شیرین باشد.
هیچ لبخندی نیست مگر شادی بیاورد.
وهیچ بهاری نمی اید مگر سال دیگری در پیش باشد.
پس بگذار باران شوق بر زندگی ات ببارد تا روحت را صفا دهد.
گل های عشق در دلت جوانه زنند تا انهارا به دیگران هدیه کنی .
خاطراتت قشنگ باشند تا همواره بیادشان بیاوری.
لبخند بر لبانت نقش بندد تا شادی را بیفشانی.
و بهار بیاید تا بدانی باز هم فر صت بودن هست……
 

 
من…

من تمام هستی ام را در نبرد با سرنوشت آتش زدم، کشتم

من بهار عشق را دیدم ولی باور نکردم یک کلام در جزوه هایم هیچ ننوشتم

من ز مقصدها پی مقصودهای پوچ افتادم تا تمام خوب ها رفتند و خوبی ماند در یادم

من به عشق منتظر بودن همه صبر و قرارم رفت

بهارم رفت

عشقم مرد

یادم رفت.
تابستان خود را چگونه گذراندید
یادش به خیر اولین هفته ای که معلم انشا در پاییز وارد کلاس می شد می گفت برای هفته بعد موضوع انشایمان این است که فصل تابستان را توصیف کنید یا اینکه در تابستان چه کردید! من الان اگر خواسته باشم در مورد این موضوع انشا بنویسم می توانم یک دفتر چهل برگ بنویسم . البته نه به این علت که چند سال بزرگتر شده ام بلکه فقط به این علت که فهمیده ام که اگر از قضاوت دیگران در مورد نوشته هایت نهراسی و هر چه به ذهنت می رسد بنویسی مشکلت برای نوشتن کمتر می شود.برای مثال می نوشتم من فصل تابستان را خیلی دوست دارم نه به خاطر هندوانه یا خربزه هایش بلکه برای خوابیدن هایش تا لنگ ظهر و اینکه مجبور نیستم نود روز قیافه معلمان و همکلاسی های درسخوان و درس نخوان و ترکه و ... را ببینم. اینکه نود روز مجبور نیستم با استرس از خواب بیدار شوم و صبح در سر صف ... شعرهای مدیر و معاون را گوش کنم و اینکه نود روز مجبور نیستم در فکر امتحان باشم و ... .

چند سال قبل یکی از همکاران تعریف می کرد که موضوع انشا به دانش اموزان داده بودم که فصل پاییز را توصیف کنید .یکی از دانش اموزان رند کلاس اول نوشته بود که فصل پاییز سومین فصل سال اس و ماه های ان عبارتند از مهر ابان و اذر و بعد نوشته بود که یکی از میوه های فصل پاییز انار است و ما نباید به باغ های دیگران برویم و انار دزدی کنیم چون این کار خیلی بد است و کسی که دزدی کند خدا او را به جهنم می برد و ممکن است صاحب باغ هم او را گیر بیاورد و کتکش بزند و اگر قرار باشد ما از باغ دیگران دزدی کنیم انها هم از باغ ما دزدی خواهند کرد و ... کل انشا را دانش اموز درباره مذمت دزدی ادامه داده بود! مثل همان کسی که هر چی معلم ازش جغرافی سوا می کرده یک جمله می گفته و ادامه می داده است که و اما افغانستان!

اگر کسی خواسته باشد در مورد تابستان انشا بنویسد باید اول یک صفحه آ۴ بردارد و وسطش یک دایره بکشد و توی ان بنویسد تابستان و از ان چند خط به بیرون بکشد و با شنیدن کلمه تابستان هر چی به ذهنش می رسد در داخل این دایره های فرعی بنویسد. مثلا گرما هندوانه مسافرت تعطیلی و ... . بعد با شنیدن مثلا گرما به یاد هر چه می افتد ادامه دهد  و بعد این ها را به صورت جملات و بندهای مربوط به هم در اورد انوقت خودش می شود یک انشا!
راستی چقدر این موضوع برایمان تکراری بود آنقدر تکراری بود که معلم تا دهان باز نکرده می دانستیم که موضوع انشاء چیست و ما هم در روزهای آفتابی و زیبای پاییزی و در حالی که پاییز را با تمام وجود دیده بودیم و لحظات شیرین آنرا چشیده بودیم شروع می کردیم که:

در فصل پاییز مدرسه ها باز می شوند و بچه ها دسته دسته به مدرسه می روند. بسیاری از میوه ها در فصل پاییز می رسند. اناره ساوه، خربزه، سیب، پرتقال ، به، سنجد و..... در فصل پاییز بسیاری از پرندگان به مناطق گرمسیر مهاجرت می کنند. در فصل پاییز کشاورزان زمینها را شخم زده و در آن محصولاتی مانند گندم و جو می کارند. در فصل پاییز روزها کوتاهتر می شود و شبها طولانی می گردد. و خلاصه هر آنچه از پاییز دیده یا شنیده بودیم با حرص و ولع بر روی کاغذ می آوردیم و در پایان انشاء چون قهرمانی که اثر کارش را به رخ دیگران بکشد می نوشتیم این بود انشای من.

راستی یادم رفت بگویم که در پاییز بود که ریزعلی خواجوی پیراهنش را کند و آتش زد تا مسافران قطار از مرگ نجات یابند.

اما امروز که معلم شده ام و هرچند که معلم انشاء نیستم اما باز به یاد دوران دبستان دوست دارم انشایی در باره پاییز بنویسم به همین خاطر در پشت میز کامپیوتر می نشینم و در حالیکه از پنجره اتاقم  به حیاط نگاه می کنم  و درخت سیب را می نگرم که باد ملایم شاخه های آنر می رقصاند و سیب هایش  با صورت آرایش کرده نگاهم می کنند ، قلم را به دست می گیرم یعنی دستم را بر صفحه کلید می فشارم

ای نام تو بهترین سر آغاز     بی نام تو نامه کی کنم باز

خداوندا  امروز نیز همانند دوران دبستانم پاییزت زیباست، آسمانش صاف و خورشیدش خندان است، هوایش لطیف و شب هایش دلپذیر است. در آن دوران که تازه وارد نوجوانی می شدم شب های پاییز  می نشستم  و قصه لیلی و مجنون و یوسف و زلیخا می خواندم و با ذهن خیال پرداز خود صحنه های داستان را در جلو چشم خود مجسم می ساختم و دنیای درونم را پر از شیرینی  و زیبایی می ساختم.

اما خداجانم ای لیلی من  مجنون منم آواره کوی و دشت منم و امروز منم که با دیو و دد زندگی می کنم اما قبله ام تو هستی. دلدارم تو هستی ورد زبانم تو هستی و من در این بیابان سرد و خاموش و با جامه شرم آلود و توشه ی پر از گناه فقط بدان امید چشم می گشایم و نفس می کشم که عنایتی و بشارتی از تو یابم .

خداوندا خداوندا ای خداوند پیامبران و برگزیدگان  و ای خداوند ابراهیم و اسماعیل و اسحق و یعقوب. من گم کرده ای دارم من گم کرده ی دارم و گرگ نفسم یوسفم را دریده است و یا تاریکی درونم یوسف را به قعر خود  فرو برده است و من اسماعیل وجودم را نه به فرمان تو که به فرمان نمرود نفس قربانی کرده ام . خداوندا لیلی من شرمم باد که چنین می نویسم و شرمم باد که در پیشگاهت کارنامه سیاهم را با خط زشت و کژ نمودار می کنم اما چه کنم که خودت فرموده ای که در قیامت همه اعضای تن به شهادت بر می خیزند و سیاهکاریها را برملا می کنند و اکنون در وجود من قیامت برپاست و شهادت می دهم که جامه ام سیاه است اما رویم از خجلت زرد است اما هرگز این زردی رویم را با زردی پاییز تشبیه نمی کنم که پاییز زیباست و آن فصل خداست و زردی آن از فضل خداست که زردی پاییز پختگی و کمال است و زردی پاییز جلوه دیگری از جمال است.

انشای من ادامه دارد درباره پاییز می نویسم  راستی در پاییز بود غروب سرد یکی از روزهای سرد پاییز که دهقان فداکار همان ریزعلی خواجوی لباسش را کند و آتش زد و جان مسافران را نجات داد ریزعلی هنوز زنده است خداوند نگهدارش باشد ریزعلی لباسش را دوست داشت اما کند چون خطر بزرگی در پیش بود راستی وقت آن نرسیده که من و تو نیز لباسها را بکنیم و آتش بزنیم و رهاگردیم؟ لباسهای تعلق را می گویم و تعلق غیر از داشتن است و می توان دارا بود اما تعلق نداشت و می شود ندار بود اما تعلق داشت. لباسهای اسارت را می گویم زمین قیطریه و اختیاریه و بطلانیه و ظلمانیه  و پوچلانیه و... را می گویم . برجهای دوقلو و سه قلو وچهارقلو و... راستی زاییدن چندقلوها چقدر سخت است پس چگونه می شود از آنها دل کند!!! تازه گرم نوشتن شده بودم دوستم از راه رسید و نگاهی به نوشته ام انداخت و قاه قاه خندید و گفت  دوره قطار و ریزعلی گذشته است و دوره  چاق و چله هاست و دوره فضاپیماهاست و آن جنابان را که می گویی هرگز نه وقت این را دارند که این چرندیات را بخوانند و بالفرض هم بخوانند وقعی به آن نخواهند گذاشت.

گفتم نمی دانم شاید حق با تو باشد اما ذهن خیالباف من می گوید جوجه را آخر پاییز می شمارند و بعدش چله سختی در راه است. اما عزیزم تازه گرم نوشتن بودم سردم کردی من نیز به تلافی چای داغی برات می ریزم تا لبت بسوزد تا درگرماگرم نوشتنم  لبت را بدوزی  و از اسب اندیشه پایینم نکشی.

راستی پاییز زیبا فصل قشنگم شاید دوباره با تو حرف بزنم  چون سینه ام هنوز خیلی پر است و تا آنروز به صاحبت می سپارم

موضوع انشا: فصل زمستان را توصیف کنید.

زمستان یک فصلی هست که بعد از فصل پاییز است. در زمستان روی درختها برف می ریزد. وقتی که برف باریدن تمام می شود ما می توانیم در زیر درخت برویم و آن را تکان تکان بدهیم تا دوباره برف ببارد. من این کار را دوست می دارم. مادر من این کار را دوست نمی دارد. چون هروقت من این کار را می کنم مادرم من را کتک می زند و می گوید "توله سگ! این کارو نکن. سرما می خوری پول نداریم ببریمت دکتر." ولی من این کار را می کنم. مادرم برای اینکه من درختها را تکان تکان می دهم من را کتک می زند. مادر من زن مهربانی است. من او را دوست می دارم. او برای درختها که تکان تکان می دهم دلش می سوزد و من را کتک می زند. خانم معلم ما زن چاقی است . او می گوید درختها در فصل زمستان خوابیده اند و دوباره در فصل بهار بیدار شدند. زمستان یک فصلی هست که در آن هوا سرد بوده است. ما در خانه بخاری داریم ولی آن کار نمی کند. ما باید در آن نفت بریزیم ولی پدرم این کار را نمی کند. او می گوید در خانه برای نفت خریدن ما پول نداریم. یک شب که خیلی در آن سردم بود از رختخوابم بلند شدم و به نزد پدرم رفتم و او را با سرعت تکان تکان دادم تا بیدارش کنم و به او بگویم که سردم بوده است. وقتی او را بیدار کردم او من را کتک زد و من در زیر پتوی خودم رفتم و گریه کردم. در زمستان باران هم می بارد و روی زمین جمع می شود. در کفشهای من دو سولاخ بزرگ دارد و یک سولاخ کوچک هم هست و در آنها آب فرو می رود. همیشه پاهای من در زمستان یخ زده بوده است. در زمستان ممکن است مردم بمیرند. در پارسال یکی از همسایه های ما از سرما مرد. آنها بخاری نداشته اند. ما بخاری داریم ولی کار نمی کند. بخاری خیلی چیز خوبی است و در زمستان برای ما خیلی لازم داریم. در زمستان پرنده های قشنگ به مسافرت می روند و کلاغ می آید. کلاغ قارقار می کند. آنها برای درختها لالایی می گویند وگرنه درختها خوابشان نمی توانند ببرد. وقتی درختها در خواب هستند پدرم شاخه های آنها را میبرد. او می گوید آنها در خواب هستند و دردشان نمی کند. من یک برادر کوچک دارم. اسم او غزنفر است اما اسم من رحیم است. وقتی او در بعد از ظهر خواب بود من در آشپزخانه رفتم و یک چاقو آوردم و با آن دست برادرم را بریدم. ولی او بیدار شد و گریه کرد و من فرار کردم. وقتی شب شد پدرم از کار آمد و برادر کوچکم چقلی مرا کرد و پدرم هم من را بسیار کتک زد. من در زمستان آدم برفی درست کرده ام. مــن در حیات آدم برفی درست کرده ام. آدم برفی من هیچوقت دماق ندارد. آدم برفی من نمی تواند نفس بکشد و زود می میرد. من در کارتن دیده ام که دماق آدم برفی از هویج است. مادرم به من هویج نداده است. ولی یک بار من در آشپزخانه رفتم و یک دانه هویج که داشتیم دزدیدم و آن را دماق آدم برفی کردم و او توانست که نفس بکشد و خیلی خوشحال شد. وقتی مادرم فهمید خیلی مرا کتک زد. من در فصل زمستان خیلی بیشتر کتک می خورم و نمی دانم چرا اینجوری است. من فصل زمستان را دوست می دارم. این بود انشای من

دل من می خواهد در دم صبح بهار
شاخه ای از گل یاس
بوته ای از گل مریم
بغلی از گل سرخ
برگیرم و بسازم سبدی از پر طاووس سپید
تا دهم هدیه با آنکس که وفایش به جهان گل کرده
اوقات فراغت وطبیعت گردی

معنای اوقات فراغت

چنانچه از گروهی از مردم که به شکل تصادفی برگزیده شده‌اند بپرسیم که نظرتان درباره اوقات فراغت چیست پاسخهای متفاوتی می‌دهند. عده‌ای ممکن است بر این بارو باشند که اوقات فراغت مدت زمانی است که پس از انجام کار یا انجام وظائف و مسئولیتها باقی می‌ماند. عده دیگر ممکن است به فعالیتهای خاصی نظیر تماشای تلویزیون شرکت در فعالیتهای ورزشی ، صرف غذا در بیرون از منزل و هزاران نوع فعالیت دیگری که ممکن است برای آنان جالب باشند، اشاره کنند.

تنوع این پاسخها نشان می‌دهد که اوقات فراغت برای افراد مختلف معانی گوناگونی دارد. ولی آنچه مسلم است اوقات فراغت فقط زمان آزاد شده از بار کار نیست. بلکه فعالیتی غیر اجباری است. در فرهنگ عمید نیز درباره تعریف و فعال اوقات فراغت چنین آمده است: فراغت در فارسی به معنی آسودگی و آسایش و آسودگی از کار و شغل است. فرد در این اوقات می‌خواهد که به اشتغالی بپردازد که با کمال میل به آنها علاقه نشان می‌دهد خواه به منظور استراحت خواه برای ایجاد تنوع.

کارکردهای اوقات فراغت رفع خستگی

یکی از کاکردهای اساسی اوقات فراغت رفع خستگی و تامین استراحت فرد است. انسانها به همه به استراحت و رفع خستگی نیاز دارند. کار مداوم بدون زمانی برای رفع خستگی موجب پائین آمدن بازده عمل و و خم خوردن سلامت روانی فرد می‌شود اما هدف از این اوقات بطالت نیست بلکه زمانی است که فرد به تمدد اعصاب می‌پردازد و حاصل آن افزایش بازده است.

کارکردهای اوقات فراغت ، نیاز به تفریح

پس از انجام کار در طی ایامی ، آدمی نیاز دارد تا اوقاتی را صرف تفریح کند. نقل می‌کنند که علی علیه‌السلام در روزهای جمعه به بیرون از شهر مدینه و به قصد تفریح می‌رفتند. تفریح جنبه‌های مختلفی برای افراد می‌تواند داشته باشد. در اسلام به تفریحات سالم متعددی اشاره شده است که می‌توانند نقش موثری در روح و روان فرد داشته باشند پیامبر اکرم با اشاره کردن به عنوان یک تفریح سالم می‌فرمایند: مسافرت کنید تا سلامت بمانید.

کارکردهای اوقات فراغت، شکوفایی استعدادها

استعدادهای انسان اگر در زمینه و شرائط مساعدی قرار گیرد به فعل تبدیل می‌شوند. از این جهت شناسائی این زمینه‌ها در زندگی فرد بسیار مهم است. اوقات فراغت یکی از این موقعیتهای بسیار مناسب است که فرد می‌تواند با استفاده از آن به شناسائی و تقویت استعدادهای خود بپردازد. مثلا کمی که در این اوقات به نقاشی و یا دیگر کارهایی می‌پردازد که استعداد دارد.

کارکردهای اوقات فراغت ، رشد اجتماعی فرد

اوقات فرد علاوه بر تاثیرات فردی که در شخصیت فرد دارد به رشد اجتماعی او نیز کمک می‌کند. شرکت فرد شبکه‌های اجتماعی موجب بهبود روابط اجتماعی فرد شده و پیشرفت از لحاظ اجتماعی کمک می‌کند. بسیاری از پیشرفتهای فرد با پیشرفت اجتماعی فرد پیوند تنگاتنگ دارد اگر فرد دارای بهترین و ارزنده ترین استعداد باشد تا زمانیکه به ارائه آنها در سطح اجتماعی توانایی نداشته باشد، چندان موفق نخواهد بود.

رهنمودهای عملی برای استفاده اوقات فراغت

اوقات فراغت معنای اصلی آن اشاره به اختیار و آزادی عمل فرد دارد. بنابراین پر کردن آن و حال و هوای کاری به آن دادن از کارکردهای آن می‌کاهد. بنابراین بهتر است فرد در این اوقات با خیالی آسوده و آزادی عمل کامل فعالیت مورد نظر را فقط به خاطر خود و دلخواه و حتی بدون توجه به نتایج مادی و غیره انجام دهد. بنابراین در مورد پر کردن اوقات فراغت کودکان نیز باید از تحمیل فعالیت دلخواه و مورد علاقه خود به کودکان و نوجوانان پرهیز کنیم. از سرگرمیها و فعالیتهای متنوع استفاده شود و البته نه به صورت فشرده تا موجب خستگی و دلزدگی فرد نشود. حتی الامکان در این اوقات بسته به علائق و تمایلات فرد از کارهای هنری نیز گنجانده شود.

هرچند برخی افراد عمدتا اوقات فراغت را با کارهای هنری پر می‌کنند اما این مساله بستگی زیادی به علاقه و استعداد فرد دارد و چون هدف فراز برنامه ریزی برای اوقات فراغت اجبار نیست بهتر است با علاقه و استعدادهای فرد مطابقت داشته باشد. برخی از افراد اوقات فراغت خود را با انواع فعالیتهای رایانه‌ای می‌گذراند که در راس این فعالیتها بازیهای کامپیوتری ، Chat و غیره قرار دارد. اما آنچه توصیه می‌شود اینکه نباید ساعات طولانی از دقت افراد و بویژه کودکان و نوجوانان صرف بازی با کامپیوتر شود زیرا عوارض زیادی در پی خواهد داشت که می‌توان به عوارض جسمانی ، روانی و اجتماعی و فرهنگی تقسیم کرد.

بروز چاقی یکی از عوارض جسمانی است و پرخاشگری نمونه‌ای از عوارض روانی اگر قرار است اوقات فراغت فرد با استفاده از کامپیوتر طی شود لازم است با برنامه ریزی و انتخاب فعالیتهای مطلوب انجام گیرد. صله رحم و دید و بازدید در اسلام به عنوان یکی از فعالیتهای اوقات فراغت معرفی می‌شود که هم آثار مطلوب فردی و هم اجتماعی دارد. در انتخاب فعالیتهای اوقات فراغت از دیگران تقلید نکنید. افراد از لحاظ میزان لذتی که از فعالیتها می‌برند، متفاوتند. اجازه ندهید فعالیتهای شما در اوقات فراغت به صورت عادت بیایدکه از فلسفه اساسی برنامه ریزی اوقات فراغت ساقط است.

سخن آخر

اوقات فراغت به معنای بیکاری نیست. چون در اوقات بیکاری فرد کاری برای انجام دادن ندارد ولی در اوقات فراغت کارهای متعددی می‌تواند داشته باشد که تفاوت آن با اوقات دیگرکه در آنها نیز به انجام کار و فعالیت مشغول است در هدف این کارها و فعالیتهاست. هدف از فعالیتهای اوقات فراغت کسب آرامش ، لذت وراقی است. فرد کاری را نه از روی اجبار و نه بخاطر منافع مادی انجام می‌دهد. این لحظات به خود اختصاص دارد و تنها با هدف مرتبط با شخص وی و آرزوها و خواستهای او انجام می‌شود.

مباحث مرتبط با عنوان

* برنامه ریزی اوقات فراغت

* برنامه ریزی زمان بندی شده

* تکنیکهای کسب آرامش

* تکنیکهای آرام سازی

* تفریحات سالم

* مدیریت زمان

* نحوه ایجاد روابط سالم

 

منابع

1. ضرورت پر نکردن اوقات فراغت - دکتر عبدالعظیم کریمی - مجله پیوند 285

2. در آمدی بر نحوه گذران اوقات فراغت - دکتر محسن ایمانی - مجله پیوند 286

3. اوقات فراغت به رشد یا انحطاط - دکتر فرید هاشمیان - مجله پیوند 287

4. اوقات فراغت و بهره گیری از فناوری اطلاعات - رقیه بابایی - مجله پیوند 287

 

یکی ازبرنامه های اوقات فراغت طبیعت گردی ونظربه طبیعت است

به فرموده قرآن : انظروا الی آثاررحمت الله

واما نظرقرآن مجیددرباب طبیعت

نگاهی به طبیعت از منظر قرآن

قرآن کریم همواره از طبیعت و شناخت آن سخن می گوید : از آسمان ، زمین ، خورشید ، ماه ، ستارگان ، از ابرهای باران زا و ابرهای غیر باران زا ، ریزش فراوان آب از آسمان ، رویش گیاهان ، زیبایی های نور، جلوه های گوناگون رنگ ووزش باد.راستی چه وقتی دیدن طبیعت مفهوم دیگری پیدا می کند و زیبایی و جذابیتی دیگر را فراهم می سازد؟ در صورتی که بدانیم در سراپرده طبیعت، دستی تدبیر می کند و برای این نعمت ها در جهت آسایش و رفاه انسان در کار است.

قرآن کریم در آیات بسیاری از تسخیر طبیعت برای انسان توسط خدا خبر می دهد مانند سوره ابراهیم /32 و 33 ، نحل /12 و 14 ، حج /65 و لقمان /29 ، همچنین از رام کردن تمام آسمانها و زمین برای انسان خبر می دهد : سوره لقمان /20 و جاثیه /12 .

اما مهم این است که بدانیم طبیعت چه اهمیتی دارد و چه زیبایی هایی می آفریند و چگونه می توان از آن به گونه ای نیکو استفاده کرد و مهم تر اینکه بدانیم همه این نعمت ها نشانه خدا و با تدبیر خدا هستند و هدفی برای آفرینش آنها وجود دارد و ما انسانها نا سپاسی نعمت نکنیم و به ستم از آن استفاده ننماییم . به همین دلیل، در برخی آیات قرآن آمده است که سفر کنید و در زمین بگردید و بنگرید چگونه خداوند آفرینش را آغاز کرده؛ سپس باز او جهان دیگری را پدید می آورد . خداست که بر هر چیز تواناست(عنکبوت/20).

و در روایات رسیده است که « سافروا تصحوا » سفر کنید تا سالم باشید، زیرا گشت و گذار در طبیعت، دیدن منظره های زیبا و آشنایی با آداب و رسوم ملت ها ، گذشته از آنکه خداشناسی ما را تقویت می کند و با شگفتیهای آفرینش خدا آشنا می سازد و فایده های بی شمار مادی و معنوی برای ما ارمغان می آورد، آدمی را از افسردگی می رهاند و به سلامتی جسم و روان ما کمک می کند

در قرآن کریم بیش از 750 آیه اشاره به ظواهر طبیعت می کند ابعاد گوناگون جلوه ها و زیبایی های آن را یادآور می شود. در اغلب این آیات ، ما را توصیه به مطالعه کتاب طبیعت و پند آموزی آن می کند . بی گمان، هدف این آیات، طرح علوم طبیعی و بیان قوانین آن نیست ، هر چند به نکاتی اشاره دارد که پس از قرنها اهمیت و حساسیت آن شناخته شده و خبر از این حقیقت می دهد که گوینده آن در اتصال به مبدا الهی و آفریننده جهان است . آفریننده ای که از همه چیز خبر دارد و با آگاهی آنها را پدید آورده و برای ما رام کرده است. قرآن کتاب هدایت است و منظور از ذکر این شگفتی ها تدبر در موجودات و توجه به نشانه های آن در اصل خلقت است.

از نمایش های خدا در جهان که قرآن از آن یاد می کند، حیات دوباره طبیعت است، طبیعتی که در فصل زمستان می میرد و سبزی و شادابی خود را از دست میدهد، اما در فصل بهار دوباره زنده شده و جان دیگر می گیرد . قرآن این رحمت الهی را با ریزش باران توصیف می کند (اعراف/57 ) یا در جای دیگر می گوید : خداوند بادها را میفرستد که ابرها را بر انگیزد، آنگاه آن را به سوی سرزمین مرده می رانیم تا زمین را پس از مرگش دوباره زنده کنیم.

توصیف طبیعت و حیات دوباره آن یکی از نمونه های دیگر شگفتی های طبیعت در قرآن است، اما جالب است بدانیم هدف این توصیف مشهود، نشان دادن طبیعتی حیات انسان پس از مرگ است، به عبارت دیگر برای آن است که چگونه پس از آنکه تمام جسم او پوسید و متلاشی شد، دوباره زنده می شود، همان گونه که طبیعت زمین پس از پژمردگی و خزان و مرگ، دوباره حیات پیدا می کند .

منبع :مقاله طبیعت در قرآن نوشته :سید محمد علی ایازی

 

المنه لِلَّه که هوای خوش نوروز***باز آمد و از جور زمستان برهیدیم[1]

بار دیگر بهار با مرکب نوروز همراه با نسیم دل‌انگیزش از راه رسید. طبیعت خزان‌زده به امر پروردگار مهربان طبیعت، از خوابی طولانی بیدار شده، لباس سبزی و طراوت بر تن کرده و جلوه‌ای تازه یافته است.

دیدار جلوه‌های محبوب، انسان را به وجد می‌آورد و به او نیرو و انرژی می‌بخشد. باشد که قدردان این نعمت بزرگ باشیم.

طبیعت در آیات

راستى که در آفرینش آسمان‌ها و زمین، و در پى یکدیگر آمدن شب و روز، و کشتی‌هایى که در دریا روانند، با آنچه به مردم سود مى رساند، و [همچنین ] آبى که خدا از آسمان فرو فرستاده و با آن، زمین را پس از مردنش زنده گردانیده و در آن هرگونه جنبنده اى پراکنده کرده، و [نیز در] گردانیدن بادها، و ابرى که میان آسمان و زمین آرمیده است، براى گروهى که مى اندیشند، واقعاً نشانه هایى [گویا] وجود دارد.[2]

آسمان‌ها را بى هیچ ستونى که آن را ببینید، آفرید و در زمین، کوه هاى استوار بیفکند تا [مبادا زمین ] شما را بجنباند، و در آن از هرگونه جنبنده اى پراکنده گردانید، و از آسمان آبى فرو فرستادیم و از هر نوع [گیاه ] نیکو در آن رویانیدیم.[3]

شب را به روز درمى آورى، و روز را به شب درمى آورى و زنده را از مرده بیرون مى‌آورى، و مرده را از زنده خارج مى سازى و هر که را خواهى، بى حساب روزى مى دهى.[4]

اوست که بادها را پیشاپیش [باران ] رحمتش، مژده رسان مى فرستد تا آن‌گاه که ابرهاى گران‌بار را بردارند، آن را به‌سوى سرزمینى مرده برانیم، و از آن، باران فرود آوریم و از هرگونه میوه اى [از خاک ] برآوریم. بدین‌سان، مردگان را [نیز از قبرها] خارج مى سازیم، باشد که شما متذکر شوید.[5]

و خدا همان کسى است که بادها را روانه مى کند. پس [بادها] ابرى را برمى انگیزند و [ما] آن را به‌سوى سرزمینى مرده راندیم و آن زمین را بدان [وسیله ]، پس از مرگش، زندگى بخشیدیم؛ رستاخیز [نیز] چنین است.[6]

[نیز در] پیاپى آمدن شب و روز، و آنچه خدا از روزى از آسمان فرود آورده و به [وسیله ] آن، زمین را پس از مرگش زنده گردانیده است و [همچنین در] گردش بادها [به هر سو،] براى مردمى که مى اندیشند، نشانه هایى است.[7]

طبیعت در روایات

پیامبر اعظم(ص): «نگاه کردن به سه چیز عبادت است: چهره پدر و مادر، قرآن و دریا».[8]

پیامبر اعظم(ص): «نخل را نسوزانید و آن را در آب غرق نکنید. درخت بارور را قطع ننمایید و زراعت را به آتش نکشید».[9]

امام علی(ع): «نگاه کردن به سبزه، باعث شادی است».[10]

امام صادق(ع): «زندگی با سه چیز خوش است: هوای پاک، آب فراوان و زمین آماده زراعت».[11]

امام صادق(ع): «سه چیز دیده را روشن می‌کند: نگاه به سبزه، نگاه به آب جاری و نگاه به صورت زیبا».[12]

طبیعت در سخنان رهبری

اوّلِ بهار، اوّلِ رویش و جوشش طبیعت و اوّلِ شروع زیبایی‌ها در عالم طبیعت است. این را برای خودتان هم، اوّلِ بالندگی و جوشش و اوّلِ بروز زیبایی‌ها قرار دهید و برای خودتان «روز نو» کنید.[13]

عید نوروز، سرآغاز طراوت طبیعت و جوان شدن جهان و تازه شدن فضاى زندگى طبیعى انسان است. چه نیکوست که همراه با طراوت جهان، جان و دل انسان هم طراوت پیدا کند؛ طراوت جان و دل با ذکر خدا، با درخواست کمک از پروردگار، با رویاندن نهال خیرخواهى و نیک خواهى براى همه برادران و خواهران و براى همه بشریت.[14]

گیاه، یک پایه اساسى وجود است و ما باید به درخت و گیاه با این چشم نگاه کنیم. بى اعتنایى به درخت و گیاه و تباه کردن عوامل طبیعى، براى کشور ضایعه آفرین است.[15]

ما اوّلِ بهار را اوّلِ سال خودمان قرار داده ایم که این هم یک ذوق و سلیقه ایرانی است. اوّلِ بهار، اوّلِ رویش طبیعت، اوّلِ بیداری باغ و راغ و بوستان و اوّلِ بالندگی همه موجودات زنده است.[16]

طبیعت در شعر شاعران

سعدی:

برخیز که می‌رود زمستان***بگشای در سرای بستان

وین پرده بگوی تا به یک بار***زحمت ببرد ز پیش ایوان

برخیز که باد صبح نوروز***در باغچه می‌کند گل‌افشان

نظامی:

زمستان برون رفت و آمد بهار***برآورده سبزه سر از جویبار

دگرباره سرسبز شد خاک خشک***بنفشه برآمیخت عنبر به مشک

به عنبر خری نرگس خوابناک***چو کافورِ تر سر برون زد ز خاک

 

پی نوشت:

[1]. سعدی.

[2]. بقره: 164.

[3]. لقمان: 10.

[4]. آل عمران: 27.

[5]. اعراف: 57.

[6]. فاطر: 9.

[7]. جاثیه: 5.

[8]. بحارالانوار، ج 10، ص 368.

[9]. کافی، ج 5، ص 29.

[10]. نهج‌البلاغه، حکمت 400.

[11]. ابن شعبه، تحف العقول، قم، جامعه مدرسین، 1404 هـ . ق، ص 320.

[12]. خصال، ص443.

[13]. بیانات مقام معظم رهبرى در صحن مطهّر امام رضا(ع)، 1/1/1377.

[14]. پیام مقام معظم رهبری به مناسبت آغاز سال 1386.

[15]. از سخنان ایشان در بازدید از مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع، 1377/12/ .

[16]. بیانات مقام معظم رهبرى در صحن مطهر امام رضا(ع)، 1/1/1377.

گلبرگ :: فروردین 1388 - شماره 108 رهنمون/طبیعت

 

نظر به آب نهرها و گودالها ودره ها ورودها پس از باران

حضرت علی علیه السلام می‌فرماید: شبی در مدینه باران فراوانی بارید و بیابانها و گودالها پر از آب شد. صبح آن روز رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم به من فرمود: بیا تا به صحرای "عقیق" برویم و طراوت و صفای آبهای جمع شده در گودالها و دره‌ها را تماشا کنیم . همراه پیامبر به تماشای بیابان رفتیم، درحالیکه منظره‌های زیبای طبیعت را نگاه می‌کردیم، عرض کردم: ای رسول خدا! اگر دیشب اطلاع می‌دادید، غذایی آماده می‌کردم.

پیامبر فرمود: « آن کس که ما را تا اینجا آورده است، نمی‌گذارد گرسنه بمانیم.» ناگاه ابری آمد، خود را پایین کشید و سفره غذایی در پیش روی پیامبر انداخت. در آن سفره ، انارهای زیبایی بود که به آن طراوت و زیبایی ، هیچ چشمی ندیده بود. از آن انارها خوردیم و مقداری برای فاطمه علیها سلام و فرزندان خود برداشتیم.

استفاده از زیباییهای طبیعت

حضرت علی علیه السلام وقتی به سوی صفین حرکت می‌فرمود، به سرزمین "بلیخ" رسید که جای خوش آب و هوایی بود و رودخانه بزرگ و پر آبی داشت. مناظر زیبای آن سرزمین ، امام علی علیه السلام را به خود مشغول کرد. آن حضرت دستور داد تا سپاهیان مدتی در آنجا بمانند، از آب و هوای دلنشین آن سامان بهره مند گردند و استراحت کنند. با اینکه حضرت علی علیه السلام در حال پیشروی به سوی سرزمین صفین بود و جنگ بسیار سرنوشت سازی را در پیش رو داشت، و لشکر چند ده هزار نفری را رهبری می‌کرد، اما از تفریحات سالم سربازان و بهره مندی از زیباییهای طبیعت غفلت نفرمود.

شنا و تیراندازی

جوانان و نوجوان ، برای رشد و کمال روحی و جسمی هم به فعالیتهای بدنی نیاز دارند و هم به طراوت و شادابی روح. باید تفریحات سالم را ، بگونه‌ای برای جوانان فراهم کرد که هم وقت آنها را پر کند و بیکار و سرگردان نمانند و هم در رشد جسمی و روانی آنان تاثیر داشته باشد.

حضرت علی علیه السلام به دو نوع از سرگرمیهای خوب اشاره می‌فرماید: "علـِّموا اولادکم ، السباحة و الرمایة."

به کودکان و نوجوانان خود ، شنا و تیراندازی بیاموزید. (البته قابل ذکر است که در زمان حضرت علی علیه السلام تیراندازی و فراگیری آن امر مهمی بود اما در این زمان شاید فراگیری موارد دیگر از اهمیت بیشتری برخوردار باشد.)

شوخیهای متواضعانه

خندیدن و خنداندن به دور از رفتارها و الفاظ زشت ، مانعی ندارد. بین دروغ گفتن و مسخره کردن ، بازی کردن با آبروی مردم ، و فروتنی و متواضع بودن فرق است. حضرت علی علیه السلام مردی بذله گو نبود، اما همواره لبخند بر لبان مبارکش بود و در برخورد با کوچک و بزرگ ، شاد و دارای چهره‌ای شاداب و خندان بود. به چند نمونه عملی از این رفتارها توجه کنید:

* رسول گرامی اسلام در فرصتهای مناسب اصحاب و یاران خود را می‌خنداند و آنان را شاداب و سرحال نگه می‌داشت. یک روز رسول خدا به پیرزنی فرمود: چرا تلاش می‌کنی، پیرزنها به بهشت نمی‌روند. آن زن ناراحت شد و گفت: یا رسول الله ، من به بهشت نمی‌روم؟ رسول خدا در حالی که می‌خندید فرمود: همه جوان شده و وارد بهشت می‌گردند.

* روزی پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم با امام علی علیه السلام در مجلسی ، خرما تناول می‌فرمود و هسته‌های خرما را مقابل علی علیه السلام می‌گذاشت، بگونه‌ای که اگر کسی وارد می‌شد فکر می‌کرد همه خرماها را علی علیه السلام خورده و آن حضرت چیزی تناول نفرموده است. پیامبر خطاب به حضرت علی فرمود: « شما زیاد خرما خورده‌اید؟» حضرت علی جواب داد: « آن کس زیادتر خورده که خرما را با هسته آن تناول کرده است.» و لبخند بر لبان پیامبر نقش بست.

* حضرت علی علیه‌السلام ، همواره از شوخیهای زشت و بی معنا پرهیز می‌فرمود و عمر وعاص را در مورد پخش اینگونه شایعات مورد نکوهش قرار داد و در خطبه 84 مرز میان شوخیهای ناروا و روا را روشن ساخته و فرمود: شگفتا از عمر وعاص پسر نابغه! میان مردم شام گفت من اهل شوخی و خوش گذرانی بوده و عمر ، بیهوده می‌گذرانم! حرفی باطل است و گناه را در میان شامیان انتشار داده است.

مردم آگاه باشید! بدترین گفتار دروغ است. عمر وعاص سخن می‌گوید، پس دروغ می‌بندد. وعده می‌دهد و خلاف آن مرتکب می‌شود. درخواست می‌کند و اصرار می‌ورزد. اما اگر چیزی از او بخواهند، بخل می‌ورزد. به پیمان خیانت می‌کند و پیوند خویشاوندی را قطع می‌نماید. پیش از آغاز نبرد در هیاهو و امر و نهی ، بی‌مانند است تا آنجا که دستها به سوی قبضه شمشیرها نرود. اما در آغاز نبرد و برهنه شدن شمشیرها ، بزرگترین نیرنگ او این است که ... ، فرار نماید.

آگاه باشید! به خدا سوگند که یاد مرگ مرا از شوخی و کارهای بیهوده باز می‌دارد، ولی عمر وعاص را فراموشی آخرت از سخن حق باز داشته است. با معاویه بیعت نکرد مگر بدان شرط که به او پاداش دهد و در برابر ترک دین خویش ، رشوه‌ای تسلیم او کند. حضرت علی علیه السلام در حکمت 450 نهج البلاغه شوخیهای ناروا را تذکر می‌دهد و می‌فرماید: « هیچ کس شوخی بیجا نکند جز آنکه مقداری از عقل خویش را از دست بدهد.»

* روزی ابوبکر و عمر ، دو طرف حضرت علی علیه السلام راه می‌رفتند چون قد آن دو نفر کمی بلندتر از آن حضرت بود، عمر جملاتی را به شوخی و طنز مطرح کرد و خطاب به حضرت گفت: اَنت فی بَینِنَا کَنُونِ « لَنا».

علی! تو در میان ما، مثل حرف " نون" در " لنا" هستی. حضرت علی علیه السلام بلافاصله پاسخ داد که : اِن لَم اَکُن اَنا اَنتُم « لا». یعنی اگر من نباشم، شما چیزی نیستید چون "لا" یعنی "هیچ".

* قبول هدیه حلوا و شوخی کردن: روزی یکی از دوستان امام علی علیه السلام حلوایی تهیه کرد و از آن حضرت خواست تا تناول فرماید. امام فرمود: مناسبت آن چیست؟ جواب داد: امروز نوروز است (روز عید است). حضرت از آن حلوا میل فرمود، خندید و چنین شوخی کرد که اگر می‌توانی همه روز را نوروز قرار ده.

شنا در رودخانه

یکی از لذتهای حلال و تفریحات نشاط آور ، شنا کردن است. و در روایات اسلامی به یادگیری شنا بسیار سفارش شده است. حضرت علی علیه السلام به شنا کردن علاقه داشت، با اینکه می‌توانست روزهای جمعه در منزل غسل جمعه کند اما به کنار رودخانه می‌رفت و در رودخانه غسل جمعه و شنا می‌کرد.

اشعث بن عبد می‌گوید: یک روز جمعه ، علی علیه السلام را دیدم که در رودخانه فرات شنا می کرد و غسل جمعه انجام می‌داد و در آن روز با پیراهنی نو ، نماز جمعه خواند.

مباحث مرتبط با عنوان

* اخبار قرآنی

* اوقات فراغت

* تاثیر دعا در بهداشت روانی

* تیراندازی در روایات اسلامی

* خاطرات قرآنی

* خنده

* خوشبینی و مثبت اندیشی

* روانشناسی اسلامی

* شنا در روایات اسلامی

* لطایف قرآنی

 

منابع

1. مناقب الفاخرة / ثاقب المناقب.

2. فتوح ابن اعثم کوفی،ص512.

3. فروغ کافی، ج6، ص 47، ح 4.

4. شرح نهج البلاغه خویی ، ج 6، ص 94.

5. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 11، ص 274.

6. منهاج البرائه خویی ، ج 2، ص 208.

 

 

13فروردین روز طبیعت

هرگیاهی که اززمین روید***وحده لاشریک له گوید

برگ درختان سبزدرنظرهوشیار***هرورقش دفتری است معرفت کردگار

فصل زیبایی ها

دی شد و بهمن گذشت، فصل بهاران رسید***جلوه گُلشن به باغ، هم چو نگاران رسید«مولوی»

بار دیگر بهار، این فصل زیبایی ها، به همراه نسیم دل انگیز و دل نوازش از راه رسید. سرمای سوزان و پُربرف زمستانی، رخت بر بست و سبزه ها آرام آرام سر از خاک بُرون آوردند و شکوفه های درختان، با هر باد نوروزی، نفس کشیدند. چه زیباست در فصل شکوفایی شکوفه ها خانه هایمان نیز از بوی گُل و طبیعت بهاری عطر آگین، و دل ها، از کدورت ها و کینه ها، خانه تکانی شوند.

طبیعت

طبیعت با شکوه و نشان قدرت بی پایانِ خداوندگاری سایه مِهر و نوازش خود را بالای سرمان گسترده، و در زیر پایمان، چونان مَهدِ آرامش و آسایش نشسته و گویا عهدی ناگُسستنی با ما بسته است. دریاهای گاه آرام و گاه نا آرام، کوه های سر به فلک کشیده، آفتابِ عالَم آرا، ماه و ستارگان شورانگیز و آسمان، این آبیِ آرام بلند که چون پرنیان، افق تا افق دامن گشوده و در هر چین دامانش، هزاران پولَک نقره ای جلوه گری می کند، ما را به مِهر می پذیرند، اما همواره از ما قهر و نامهربانی می بینند.

انسان امروزی و طبیعت

در جهان پُر آشوب امروز، انسانِ دردمند، گرفتار مصیبت های بی شماری است که فقط اندکی از آن ها از دامن طبیعت سرچشمه می گیرد، اما بیشتر آن ها، زاییده حضور نامتعادل انسان در طبیعت است که روز به روز از برابری فطری آن می زداید و در آتشی که خود برافروخته می سوزد و خاکستر می شود.

به راستی، امروز ما با طبیعت و دنیایی پیرامون خود، چه رفتاری داریم؟ آگاهان و صاحب نظران بر آنند، با وقوع پیوستن بلایی که انسان بر سر طبیعت در آورده، دور نیست محیط زیستِ انسان ها، به جهنّمی سوزان و نا آماده برای زیست، مُبدّل گردد.

پیامِ مهر

سیزدهمین روزِ فروردین ماه، به نامِ روز «طبیعت» نام گذاری شده است. در این روز، گرایش روح انسان به طراوت و طبیعت، شکوفا می شود.

دشتی به وسعت تمدّن ایران، سبزینه ای به زیبایی فرهنگِ ایران و مردمانی به زلالیِ آب که بر سر تا سر دشت های زیبای این سرزمین رؤیاها، می نشیند. پدرها و مادرها، پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها و نوه ها و نتیجه ها، هر یک سُفره ای پهن می کنند و نانی و خوراکی و آبی که فراهم است.

مردم، بیرون رفتن در این روز را نماد مهرورزی، دوستی، پالایش روح و روان از کدورت ها و اختلافات و پیامش را پیامِ مهر و آشتی می دانند.

بهانه ای برای رفتن

روز طبیعت، فقط یک بهانه است؛ بهانه ای برای رفتن، دیدن و گره خوردن با آنچه پیش روی چشمانت رشد می کند و تو صدایِ رشد طبیعت را از میانِ آن همه تازگی و طراوت، می شنوی.

هر کجا گیاهی سر از خاک برون آورده، گُلی روییده، یا طراوتِ بهاری به آن دمیده و نوای نغمه و سرود شادی در هوا آکنده است، آن جا جایگه شادی و شعف مردم است.

مهم نیست؛ کنار خیابان، تویِ بوستان، کنارِ بزرگ راه یا خارج از شهر و میانِ زمین هایِ خاکی، مهم فرار از چهار دیواری هایِ خسته کننده است و ترس از خفه شدن و پوسیدنِ دل، میانِ این دیوارها.

تحوّل؛ درس بزرگ

بهار، فصلِ دگرگونی است. طبیعت خزان زده و زمستان دیده، به ناگاه به امرِ خداوندگاری سر از خاک بر می آورد و زنده و با طراوت می گردد؛ «خداوند از آسمان، آبی فرستاد و زمین را پس از آن که مرده بود، حیات و زندگی بخشید و این، نشانه روشنی است برای گروهی که گوش شنوا دارند.» (سوره نحل آیه65) (سوره عصرآیه2)

دیدن این دگرگونی شگرف، درسی بزرگ و زمانی سودمند برای ما انسان هاست تا به یاد بهار و خزان عمر خویش بیفتیم و به خویشتن بیندیشیم؛ که «اِنَّ الأِنسانَ لَفی خُسرٍ»

خرافات در دلِ طبیعت

در قدیم که شهرها دارای دروازه های چند گونه بود، روز سیزده می بایست هر کس از دروازه ای بیرون می رفت و از دروازه ای دیگر بر می گشت تا بدین فریب، دیوِ شریری که همراه او دمِ دروازه خروجی می ماند، در بقیه سال، پشت دیوار شهر به انتظار باقی بماند و او سال خوبی داشته باشد. هنوز هم کسانی دیده می شوند که سبزه نوروزی شان را بر ماشین می نهند و به سوی سبزه زاران حرکت می کنند و با دُعا و آرزو، به نیّت بخت گشایی دختران، بر سبزه ها گره می زنند و ماهیان قرمز را از تُنگ ها بیرون می آورند و به آب روان می سپارند. چه زیباست که رنگ این خرافات را از دامن سُنت های ملّی خود بزداییم.

آرزو

اکنون در پایانِ تعطیلات نوروزی و روز پیوند با طبیعت، آرزویمان این است که همگام با یکدیگر، آینده را در شادمانی عمومی جشن بگیریم و آن گونه که خورشید، بی دریغ بر همگان می تابد، بکوشیم ثروت های عظیم و خداداده این سرزمین نیز از آنِ همگان باشد و آن گونه که بهار از میانه روی و رستاخیز عدالت سخن می گوید، ما نیز باید در راه استقرار عدالت و آزادی که از آرمان های همیشگی ایرانیان و از شعارهای محوری انقلاب اسلامی ماست، بکوشیم.

درختان روح

آمد بهار خرّم و آمد رسولِ یار***مستیم و عاشقیم و خُماریم و بی قرار

ای چشم و ای چراغ، روان شو به سوی باغ***مگذار شاهدانِ چمن را در انتظار

گُل از پیِ قدوم تو در گلشن آمده است***خار از پیِ لقای تو گشته است خوش عذار

ای سرو، گوش دار که سوسن به شرح تو***سر تا به سر زبان شده بر طرف جویبار

گویی قیامت است که بر کرد سر ز خاک***پوسیدگانِ بهمن ودی، مردگانِ پار

تخمی که مرده بود، کنون یافت زندگی***رازی که خاک داشت، کنون گشت آشکار

شاخی که میوه داشت، همی نازد از نشاط***بیخی که آن نداشت، خجل گشت و شرم سار

آخر چنین شوند درختان روح نیز***پیدا شود درختِ نکو، شاخ بختیار

گلبرگ :: فروردین 1383، شماره 49

 

سیزده فروردین روزطبیعت

در سیزدهم فروردین که هوا اندک اندک از سرما فاصله می گیرد و معتدل می شود و طبیعت به اوج زیبایی خود می رسد، مردم خوش ذوق و پر احساس ایران زمین برای شکرگزاری و حق شناسی از آفریدگار مهربان، به طبیعت می روند و در عین حال از سرسبزی و هوای نشاط افزای بهار لذت می برند. البته این رسم کهن، از هزاران سال پیش وجود داشته است و ایرانیان، این زمان مناسب را برای گشت و گذار در طبیعت و نشان دادن سپاس خود از خداوند برگزیده اند.

شناخت طبیعت

طبیعت، جهان هستی و همه موجودات و پدیده های ریز و درشتی است که در آن وجود دارد. آب، باد، خاک، هوا، آسمان، خورشید، ماه، ستارگان، گیاهان، کوه، دشت، صحرا، جنگل و آفریده های بسیار دیگری مانند اینها که بشر در پدید آمدن آنها هیچ دخالتی نداشته است. همه جزئی از طبیعت هستند، گونه گونگی این پدیده های شگفت انگیز و نظم و دقت موجود در ساختار هر یک از آنها، ما را به سوی حقیقتی فراتر، یعنی خالق یکتا راهنمایی می کند و به هدف والای آفرینش توجه می دهد. از سوی دیگر، هر چه شناخت ما از جهان و هدف هستی و رویدادهای اطرافمان بیشتر باشد، نگاهمان به زندگی عمق و جهت پیدا کرده، در شناخت جایگاه، موقعیت و راه و هدف زندگی مان به ما کمک می کند. بنابراین، برای پیمودن راه درست و رسیدن به موفقیت در زندگی، لازم است از طبیعت بیشتر و بیشتر بدانیم.

حرکت آفرینی طبیعت

طبیعت در ابعاد مختلف فرهنگی، سیاسی و اقتصادی جوامع نقش دارد؛ چنان که هر یک از فصل های سال، در نوع و میزان فعالیت های مردم در جامعه اثر می گذارد. زمستان سرد به ویژه برای کشاورزان و دامداران که در مزرعه و دشت و کوهستان کار می کنند، فصل در خانه ماندن، ایستایی یا کندی در کار و فعالیت و برخلاف آن، فصل بهار و تابستان و اوایل پاییز، فصل کار و تلاش است. بهار گویی با آمدن خود، جهان را یکباره به جنبش و حرکت درمی آورد، مردم را از خواب زمستانی بیدار می کند و به فعالیت و شور و هیجان وا می دارد.

درمان زایی طبیعت

طبیعت، در روح و روان انسان اثر شگفتی می گذارد. سرسبزی و هوای پاک، انسان را به وجد می آورد، افسردگی را ازجان و دل او می زداید و سبب آرامش روان و شادابی اش می شود. بر این اساس، بر همه ما لازم است گهگاه با خانواده و دوستان به طبیعت سری بزنیم و از دیوارهای بلندِ یکنواختی و سختی های زندگی دور شویم و در طبیعت باصفا و دل نشین، نیرو و نشاط خود را بازیابیم.

نمایش رستاخیز

دوره زردی و خشکی طبیعت گذشت و نوبت سرسبزی و طراوتش فرارسید؛ البته این قانون طبیعت است. گیاهی که پژمرده می شود، پرنده ای که در آب یا خشکی جان می دهد، آفتابی که غروب می کند و بذری که در دل خاک فرو می رود، همه در رستاخیزی نو جان می گیرند، طلوع می کنند و از خاک بر می آیند. مرگ و زندگی گیاهان، در واقع نمونه کوچکی از مرگ و زندگی انسان است؛ رستاخیز کوچکی برای تصدیق و اثبات حقانیت رستاخیز بزرگ. ریزش باران، رویش گیاهان، سبز شدن درختان و دوباره پس از مدتی کوتاه، زرد شدن، خشکیدن و مردن آنها، هر سال پیش روی ما تکرار می شود تا به ما بفهماند که: «رستاخیز آمدنی است و شکی در آن نیست»؛ پس باید دیده باز کرد و عبرت آموخت.

نشانه های روشن

حضرت علی علیه السلام درباره نشانه های خدا در طبیعت می فرماید: «در آنچه آفریده، آثار صنعت و نشانه های حکمت او پدیدار است که هر یک از پدیده ها، حجت و برهانی بر وجود اوست. گرچه برخی مخلوقات به ظاهر ساکت اند، ولی بر تدبیر خداوندی گویا، و نشانه های روشنی بر قدرت و حکمت اویند». ایشان در جای دیگری فرمود است: «پس در آفتاب و ماه، درخت و گیاه، آب و سنگ، اختلاف شب و روز، جوشش دریاها، فراوانی کوه ها، بلندای قله ها و... اندیشه کن که نشانه های روشن پروردگارند. پس وای بر آن کس که تقدیر کننده را نپذیرد و تدبیر کننده را انکار کند».

 

تفریحات سالم

دانشمندان بزرگ و روانشناسان ، برای ارضای غریزه تفریحات نهایت اهمیت را قائل شده و یادآوریهای سودمند کرده اند. آیین پاک اسلام هم ، روشن بینانه ، به این موضوع نگریسته و مردم را به سوی تفریحات سالم رهبری کرده است ؛ و از تفریحات و سرگرمی های خطرناک برحذر داشته است. ذیلا به بیان بعضی از این راهنمایی های مفید می پردازیم و پیشاپیش ‍ به نسل جوان سفارش می کنیم : بکوشند وسایل تفریح را از نوعی انتخاب کنند که باعث رشد و ترقی روحی معنوی آنان باشد، و به اولیای آنان نیز یادآور می شویم : وسایلی که مایه رکود فکری آنان می شود را را در اختیار آنان نگذارند، زیرا موجب رکود فکری و عقل می گردد. اگر شما عادت کنید خود را با تفریحات و سرگرمی های مصنوعی که احتیاجی به کار انداختن قوای بدنی و جسمی شما ندارد، مشغول سازید، نتیجه این خواهد بود که رفته رفته ذوق و نیروی فکری شما ضعیف می شود و از بین می رود.

مطالعه و رشد فکری

مطالعه و کتاب خواندن از تفریحاتی است که در رشد فکری و روحی مردم فوق العاده موثر است و اگر با ذوق و اشتیاق همراه باشد، لذت بخش و نشاطانگیز است. علی علیه السلام می فرماید: با مطالب حکیمانه نوین و شگفت جانهای خود را نشاط دهید، زیرا روان هم مانند بدن خسته می شود. (6) گفتار حکیمانه که از راه و یا نشست و برخواست با دانشمندان به دست می آید؛ به روح نشاط می بخشد و نیروی فکر را زیاد می کند.جوانان باید مقداری از اوقات فراغت را به مطالعه مفید اختصاص ‍ دهند؛ و اگر در آغاز کار، انس و علاقه ای نداشته باشند، تکرار و تمرین ، و انتخاب کتابهای سودمند می تواند آنها را علاقمند سازد. ما اگر بتوانیم نسل جوان را به مطالعه عادت دهیم ، گامی بزرگ در جهت پیشرفت فکری آنها برداشته ایم ، و در برابر انحراف و فسادشان سدی محکم و بلند قرار داده ایم. اصولا عادت نداشتن به مطالعه باعث نی شود ساعتهای فراغت جوانان به انجام تفریحات غلط می گذرد. کارگران نیز که با کارهای یکنواخت و خسته کننده سر کار دارند، می توانند با مطالعه ، سرگرمی آموزنده ای داشته باشند، تا در بیرون از محیط کار، باعث به کار افتادن هوش ‍ آنان شود و بسیاری از مطالب علمی و مذهبی را بیاموزند.

یادش به خیر اولین هفته ای که معلم انشا در پاییز وارد کلاس می شد می گفت برای هفته بعد موضوع انشایمان این است که فصل تابستان را توصیف کنید یا اینکه در تابستان چه کردید! من الان اگر خواسته باشم در مورد این موضوع انشا بنویسم می توانم یک دفتر چهل برگ بنویسم . البته نه به این علت که چند سال بزرگتر شده ام بلکه فقط به این علت که فهمیده ام که اگر از قضاوت دیگران در مورد نوشته هایت نهراسی و هر چه به ذهنت می رسد بنویسی مشکلت برای نوشتن کمتر می شود.برای مثال می نوشتم من فصل تابستان را خیلی دوست دارم نه به خاطر هندوانه یا خربزه هایش بلکه برای خوابیدن هایش تا لنگ ظهر و اینکه مجبور نیستم نود روز قیافه معلمان و همکلاسی های درسخوان و درس نخوان و ترکه و ... را ببینم. اینکه نود روز مجبور نیستم با استرس از خواب بیدار شوم و صبح در سر صف ... شعرهای مدیر و معاون را گوش کنم و اینکه نود روز مجبور نیستم در فکر امتحان باشم و ... .

چند سال قبل یکی از همکاران تعریف می کرد که موضوع انشا به دانش اموزان داده بودم که فصل پاییز را توصیف کنید .یکی از دانش اموزان رند کلاس اول نوشته بود که فصل پاییز سومین فصل سال اس و ماه های ان عبارتند از مهر ابان و اذر و بعد نوشته بود که یکی از میوه های فصل پاییز انار است و ما نباید به باغ های دیگران برویم و انار دزدی کنیم چون این کار خیلی بد است و کسی که دزدی کند خدا او را به جهنم می برد و ممکن است صاحب باغ هم او را گیر بیاورد و کتکش بزند و اگر قرار باشد ما از باغ دیگران دزدی کنیم انها هم از باغ ما دزدی خواهند کرد و ... کل انشا را دانش اموز درباره مذمت دزدی ادامه داده بود! مثل همان کسی که هر چی معلم ازش جغرافی سوا می کرده یک جمله می گفته و ادامه می داده است که و اما افغانستان!

اگر کسی خواسته باشد در مورد تابستان انشا بنویسد باید اول یک صفحه آ۴ بردارد و وسطش یک دایره بکشد و توی ان بنویسد تابستان و از ان چند خط به بیرون بکشد و با شنیدن کلمه تابستان هر چی به ذهنش می رسد در داخل این دایره های فرعی بنویسد. مثلا گرما هندوانه مسافرت تعطیلی و ... . بعد با شنیدن مثلا گرما به یاد هر چه می افتد ادامه دهد و بعد این ها را به صورت جملات و بندهای مربوط به هم در اورد انوقت خودش می شود یک انشا!

 

فصل تعطیلیِ دبیرستان
فصلِ گرما و فصل تابستان

 

فصلِ دفتر ورق ورق کردن

فصل وارفتن و عرق کردن

 

فصل رفتن به سوی دریاچه

فصل خاراندن پَر و پاچه

 

فصل کشک و خیار و فصل تمشک

فصلِ فالوده ،فصل آب زرشک

 

فصل تفریح و گردش حَضَرات

در عوض،ما و غوطه در حَشَرات

 

بس که گرمای خانه،دارد دَم

آب پَز می شود بنی آدم

 

همه پُختند،لاغَرا،چاقا

کولر و پنکه هم که...ای آقا

 

من که از نقشه پاک خواهم شد

توی گرما،هلاک خواهم شد

 

گرمیِ بی تعهّدی شده ها

ای چه گرمایِ بی خودی شده ها


(وای اگر تنگِ همچه اوقاتی

بود گرمای انتخاباتی!)


بس که گرمای مُدهِش آمده است

کلّ اجزای ما کِش آمده است

ویزگی فصل زمستان
انشاء درمورد فصل تابستان
انشا درباره فصل پاییز
انشا توصیف فصل بهار
انشا در مورد پاییز زمستان بهار و تابستان

 

 

 

جهت دانلود پک انشاء های نایاب و زیبا کلیک کنید

 

پک صدها انشاء زیبا کلیک کنید

 

 

توجه شما را به 7 محصول پر مخاطبی که همراهان وبسایت ما از انها استقبال کردند جلب میکنیم :


1-بسته تحقیقی و اموزش درمان زودانزالی مخصوص اقایان بشتابید ( کلیک کنید )


2-اموزش چگونه همه را عاشق خود کنیم ( جهت مشاهده کلیک کنید )


3-اموزش درامد میلیونی از تلگرام بشتابید ( جهت مشاهده کلیک کنید )


4-بزرگ ترین بسته دعاهای بخت گشا - ازدواج - رزق و روزی


5-بزرگ ترین بسته علوم غریبه و باستان شناسی و دفینه یابی و گنج یابی

6-اموزش کسب درامد اینترنتی ( بسیار جامع ) با کار در خانه میلیاردر شوید


7-مجموعه بزرگ اموزش رانندگی و سوالات ایین نامه


.